فاطمه جان احمدى
32
تاريخ فرهنگ وتمدن اسلامى ( فارسي )
8 . توسعه نظم اجتماعى . 9 . تبعيت جمعى از قوانين اجتماعى . 10 . رعايت حقوق ديگران و احترام به آن . 11 . پرداخت حقوق متقابل دولت و مردم . 12 . پرهيز از خودكامگى دولتمداران و خوددارى از ستمپيشگى . 13 . نگاهبانى از حدود سرزمين و تقويت بنياد نيروى نظامى . گفتنى است تمدنهايى كه اساس آنها بر بنياد دين قرار گرفتهاند ، برخى مؤلفههاى ديگر نيز بدين عوامل افزوده مىشود كه در بحث تمدن اسلامى به تفصيل بدانها پرداخته خواهد شد . ب ) عوامل انحطاط تمدنها بديهى است هر تمدنى را آسيب و آفاتى است كه همواره جامعه را تهديد مىكند و به سوى انحطاط و زوال مىكشاند . « 1 » ابنخلدون به مدد قرآن كريم زندگى شهرىِ مبتلا به آفات را اينگونه ترسيم مىكند : شهرنشينى و حضارة عبارت است از تفننجويى در تجملات و بهتر كردن كيفيات آن و شيفتگى به صنايع و وابستگى به فنون گوناگون و ازدياد ثروت . « 2 » در اين مرحله است كه عمران شروع مىشود و رشد مىيابد . اين عمران و آبادى و توسعه اقتصادى آنقدر پيش مىرود كه مصرف گرايى و تجمل و روىآورى به كارهاى ناپسند ، معمول مىگردد و سلحشورى ، شجاعت ، نوعدوستى ، مودّت فراموش مىگردد . هنگامى كه مصرفگرايى و تجملپرستى خوى و عادت آنها شد ، رفتهرفته عادات ناشايست بر جامعه مسلط مىشود و آفات اجتماعى گريبانگير جوامع و تمدن مىگردد . « 3 » بدين ترتيب آفات تمدنى را مىتوان اينگونه دستهبندى نمود : 1 . دورى از خدا و روى آوردن به شرك و بتپرستى : اين آفت ، جامعه را از كانون وحدتگرايى دور و به بتپرستى و شرك نزديك مىكند . از اين پس جامعه گرفتار اميران و اشراف مستبد
--> ( 1 ) . جعفر سبحانى ، منشور جاويد قرآن ، ص 355 ؛ بنگريد به : احمد حسام مقدم ، سنتهاى اجتماعى درقرآن كريم ، ص 42 - 38 . ( 2 ) . ابن خلدون ، مقدمه ، ج 1 ، ص 721 و 722 و 729 و 730 . ( 3 ) . همان ، ص 322 - 320 .